تبليغاتX
دونیال
دونیال

دونیال
 
 

خداوند بزرگ را شاکریم که لذت پدر و مادر شدن را به ما عطا کرده و امیدواریم که لایقش باشیم

 

پیوند ها

تلخ و شیرین

مهتاب گلم

درسا کوچولو

پرنیان جون

ملودی زندگی زیباست

فاطیما بهارمست

پگاه آریان

کیان و کیارش

هستی جون

دنیل مامان بهار

آرتا کوچولو

آرش وروجک

شانلی و مامان سحر

دانیال کوچولو با بابایی

ماه من

امواج زندگی

کلبه ای پر از من و تو

هاناجون(حقیقت ما)

سمیرا جون

ستاره ما

مارتیا پسر دوست داشتنی

حنا خانوم

ترانه جون

ماهان جون و مامانش

هزار و یک شب

 

مطالب اخير

دانیال و دندان خرابش

بازگشت دوباره به بلاگفا

تولد 11 سالگی دنیا و 3 سالگی دانیال

 
 

دانیال و دندان خرابش

چندی پیش روی یکی از دندان های آخری دانیال یک لک کوچولو دیدم و نگران شدم و با دکتر در میان گذاشتم و متاسفانه دو تا از دندان های دانیال دارای پوسیدگی شدن و دلیلش هم به خاطر شیشه شیری است که شبها خورده

آخه دانیال خیلی به شیشه شیرش وابسته است و گاهی اوقات شب ها تا صبح چندین مرتبه شیر می خورد و با اینکه من بعد از شیر توی شیشه آب میریختم ولی دندان هاش خراب شدن

البته ناگفته نماند که دانیال تمایل شدیدی به شیرینی و شکلات دارد و با اینکه از جلوی دستش بر میدارم ولی توی میهمانی و منزل دیگران پیدا میکنه و حسابی میخوره

حالا مشکل اصلی ما اینه که دانیال تحت هیچ شرایطی اجازه نمیده که دندانپزشک داندان های خرابش را درست کند

چندین دکتر عوض کردیم و با هدیه های مورد علاقش و خواندن کتاب های مختلف و هر شیوه ای که فکرش را بکنید به کار بردیم و متاسفانه نتیجه نگرفتیم

حتی دهانش را هم باز نمیکند تا دکتر دندانش را ببیند و باید به زور متوسل شویم

در نهایت دو راه برای ما باقی مانده

۱ - به زور متوسل شویم

۲- بی هوشی و اتاق عمل

من و پدرش روش اول را اصلا دوست نداریم و به نظرمون دانیال حتی با زور هم نمینشیند و خاطره خیلی بدی در ذهنش میماند و تا آخر عمرش از دندان پزشکی میترسد

برای همین تصمیم گرفتیم که هفته آینده با استفاده از بی هوشی به اتاق عمل ببریمش و تمام دندان های خراب که دو تا هستن و ۲ تا دندان لک دار دارد که فعلا مشکلی ندارد ولی اونا را هم درست میکنن و تمام میشود و بچه عذاب نمیکشد

خیلی نگرانم و دچار عذاب وجدان که اگه بیشتر رسیدگی میکردم این اتفاق نمی افتاد

امیدوارم مشکلی پیش نیاد

البته دکتر دانیال کلی دلداریم دادن که جنس دندان های بچه ها متفاوت است

  

امروز امتحان عملی کامپیوتر داشتم و شکر خدا خیلی خوب بود و احساس خوبی دارم و به گمانم که نمره خوبی خواهم گرفت

 

دنیا هم با مدرسه جدید خیلی راحت است و خیلی از نظر اخلاقی منطقی تر و بهتر شده و از مدرسه هم خیلی راضی است و در پیانو هم روز به روز پیشرفت بیشتری دارد و شکر خدا در حال حاضر همه چیز در مورد دنیا خوب پیش میره و درسش هم خوبه

 

 

پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 |

 

بازگشت دوباره به بلاگفا

سلام

ما دوباره برگشتیم

مدتی بود نقل مکان کرده بودیم ولی منزل جدید خیلی نا آشنا بود و اصلا راحت نبودیم و برای همین اصلا نوشتنم نمی اومد ولی اینجا خیلی خوبه

دلم برای همه دوستام تنگ شده بود  .....دوست خوبم مامان درسا کوچولو از وبلاگ خانواده عطاران و کیمیا جون پوپلی و بیتا جونم با اون دو تا پسر شیطونش ( کیان و کیارش) و نوشین جون مامان هستی و راحیل جون مامان ستاره و مهسای ماهم مامان ملودی و پسرک ( هزار و یک شب) و ...

تابستان خوبی بود و خیلی خوش گذشت و دنیا طبق معمول همیشه زبان انگلیسی و پیانو را در تابستان هم ادامه داد و براش کفش اسکیت خریدم و کلاس اسکیت به صورت حرفه ای رفت

۱۷ شهریور هم در برنامه کودک فیلم کوتاه دنیا به نام کتاب امانتی پخش شد

مدرسه ی خیلی خوبی هم براش پیدا کردیم و دنیا امسال کلاس اول راهنمایی میره و با دختر یکی از دوستان خیلی نزدیکمون هم مدرسه ای هستن

دنیا که کلاس اسکیت رفت دانیال هم یک اسکوتر خرید و همون روز اول همه جای اون رو شکست و درب و داغونش کرد ولی عاشق اسکوترش بود و خیلی دوستش داشت و همه جا همراهش بود و همیشه توی ماشین بود و همه جا با خودش میبرد

حتی صفحه ی کف اسکوترش هم شکسته بود و دانیال پایش را روی میله ی کف اسکوتر میگذاشت و هر چی میگفتیم که این خرابه و بگذار یکی دیگه برات بخریم قبول نمیکرد

حتی یکبار بردمش نجاری تا یک تخته ام دی اف بیندازن کف اسکوتر و تمام مدت دانیال گریه کرد که چرا دارن با اسکوتر من این کار را میکنن

تا اینکه چند شب پیش شوهر خالش از روی اسکوترش با ماشین رد شد و چرخش شکست و من بیچاره شدم و فردای اون روز یک اسکوتر جدید خرید و خیلی دوستش داره

 

دانیال خیلی با مزه حرف میزنه

یکی از جمله هایی که خیلی با مزه میگه : تو داری دروغ می گویی  دقیقا به همین شکلی که نوشتم و به صورت کتابی میگه دروغ می گو یی

تو با من قهری ؟ دنیا ... تو با من اری؟ الف با فتحه

این تابستان حسابی ما را تنبل کرد و هر روز تا لنگ ظهر خواب بودیم و از عصر تا شب هم بیرون بودیم و شب ها هم فارسی ۱ که من بیننده پر و پا قرص سریال هاش هستم

جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 |

 

تولد 11 سالگی دنیا و 3 سالگی دانیال

        

پنجشنبه تولد دنیا و دانیال را برگزار کردیم و جای همگی خالی بود و خیلی به هممون خوش گذشت

دانیال تازه امسال متوجه تولدش شده بود و خیلی خوشحال بود و از شب قبلش که غذا درست میکردم میگفت: مامانی تبلد من کو ؟   منظورش به غذاها بود و فکر میکرد تولد همین غذاهاست

عزیز دل مامان تولدت مبارک

شب خیلی خوبی بود و به دنیا و دانیال خیلی خوش گذشت و به خود من هم خیلی خوش گذشت

دختر گلم 11 سالش تمام شد و دیگه داره بزرگ میشه

با اینکه قبلش خیلی خسته شدم و از اول هفته در حال خرید بودم و از روز قبلش هم در حال آشپزی ولی روز تولد خیلی خوش گذشت

           جوجوهای من در حال تبادل عشققربونتون برم من

دنیا چند تا از دوستای مدرسش را دعوت کرده بود و منم چند تا از دوستای خودم را که بچه هاشون یا با دنیا و یا با دانیال هم سن هستن و یا با هر دوشون و دوستای مدرسه دنیا زودتر رفتند و بقیه بیشتر موندن و حرکات موزون انجام دادیم

قربون اون خندت برم که رو به دوربین لبخند زدی

 

کادوهای خوبی هم برای بچه ها آوردن و کلی لباسهای خوشگل برای دنیا و دانیال آوردن

   

کادوی سورپرایز من و بابایی هم برای دنیا یک موبایل نوکیا بود که دنیا در حسرت و آرزوی یک موبایل بود و باورش نمیشد که بالاخره براش بخریم و فعلا گوشی را براش خریدیم و در زمان مناسب براش خط هم میخریم

هدیه مامان و بابا به دنیا

دنیا تا ثانیه آخر نمیدونست که براش هدیه خریدیم و ظهر کلاس زبان داشت و موقع رفتن از من پرسید که شما و بابایی برای من هدیه نمیخرید و من هم در جوابش گفتم: برات تولد گرفتیم دیگه   و دنیا هم با ناراحتی و عصبانیت در را بست و رفت و زمانیکه هدیه اش را دید خیلی از من خجالت کشید و من را غرق بوسه کرد و خیلی هم معذرت خواهی کرد و شب بعد از رفتن مهمانها با دنیا کلی در مورد رفتارش صحبت کردم و اظهار پشیمانی کرد

قربونت برم که عاشق کیک و شمعی

دانیال اولش که چند تا از دوستای دنیا اومدن اجازه نمیداد که موزیک بگذاریم و میگفت همه باید کارتون مورد علاقه منو تماشا کنن ولی به محض اومدن سپهر با سپهر رفتن توی اتاقش و با هم بازی کردن و مرتب میومد پیش من و میگفت: مامان سپهر دوست منه

 

دنیا در کنار دوستانش

دوستای دانیال که توی تولدش شرکت کردن: درسا( خاله دلارام) درسا ( خاله لی لا) سپهر ( خاله کتی) و سام ( خاله ثریا )

دانیال با درساها  اصلا بازی نمیکرد ولی وقتی سپهر رفت دانیال با اخم و عصبانیت رو به درسا کرد و گفت: نی نی بیا بازی  و اونم گفت: نه نمیام

دیگه در مورد کیک باید بگم که یک ساعت توی قنادی لادن بودیم و دنیا نمیدونست که چه کیکی دلش میخواد و تقریبا از تمام مدل ها براش گرفته بودیم و با اصرار من این مدل را انتخاب کردیم

 

برای بچه ها هم جایزه خریدیم و البته به پای کادوها نمیرسید

پارسال تولدشون را  توی رستوران بوف پاساژ گلستان گرفتم و برای من خوب بود که اصلا خسته نشدم ولی چون قیمتش بالا بود تعداد محدودی را میشد دعوت کرد ولی امسال دنیا دوست داشت که توی خونه باشه ولی شادی بچه هام ارزش اون همه زحمت را داشت

قابل توجه همه خوانندگان که سعی کنید بچه هاتون توی یک روز دنیا بیان چون هم خرجتون یکی میشه و هم زحمتتونالبته تا زمانیکه جفتشون موافق باشن

البته از نظر آوردن هدایا خیلی خجالت میکشم چون همه باید دو تا کادو بیارن و همین مسئله باعث میشه که با خیلیها که رودربایستی دارم دعوتشون نکنم ولی اونایی را که دعوت میکم مشکلی نیست

آخر شب هم که همه رفتن مامانم و خواهرم ندا و زن عموی دنی ها ( خاله لادن) شروع به تمیزی و مرتب کردن خونه کردن و بابایی که برگشت تقریبا کارها تمام شده بود و عمو پویا هم که اومد دنبال خاله لادن با بابایی کمک کردن و فرشها را پهن کردن و کل کارها تمام شد و خستگی از تنم بیرون رفت

دانیال کمی نوک زبونی حرف میزنه و میگه : مامانی شیشیه ایشدست یعنی : شیشه شکست

  

شنبه سوم اسفند 1387 |

 
-->

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس